ذبيح الله صفا
185
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
را « جماعتخانه » مىگفتند . قسمت ديگر زوايا و حجرههاى متعدّد بود خاص پير و سالكان و خادمان ، و علاوه بر اين خانقاه را مطبخ و متوضّا و جز آن نيز بود . زاويهء شيخ محل عبادت و ذكر و فكر وى بود و كسى جز خادمان كه به خدمت و پرستارى پير مىرفتند اجازت ورود بدانها نداشت . دستهيى ديگر از زوايا خاص سالكان بود كه در آن « خلوت » مىكردند و برياضت و سلوك مشغول مىشدند و هر سالكى را كه در خلوت بود زاويهء خاص تعيين مىكردند . هر شيخى در خانقاه خادمى خاص داشت مثلا خادم ابو سعيد « حسن مؤدّب » و خادم شيخ زاهد گيلانى « محمّد خليلان » و خادم شيخ صفى الدين اردبيلى « صلاح » نامى بود . اين خادمان غالبا رابط ميان سالكان و پير بودند و نيز ادارهء امور خانقاه و ارتباط آن با خارج در دست ايشان بود و پرستارى شيوخ و پيروان او مىكردند در حاضر كردن غذا و چيزهاى ديگر . علاوه بر خادم خاص « جماعت خادمان » مركّب از خدّام جزء براى آشپزى و يا پاكيزه داشتن خانقاه و رسيدگى بامور جزئى سالكان و امثال اينها در خانقاهها بسر مىبردند و نيز كسانى مانند مؤذّنان و گويندگان و سقّا و فرّاش در هر خانقاه كار مىكردند . عوائد خانقاهها از محل اوقاف و نذرهاى اشراف و هداياى اطراف و نظاير اينها فراهم مىآمد و ميان همهء اهل خانقاه قسمت مىشد و كمتر اتّفاق مىافتاد كه شيوخى مانند نظام الدين اولياء عوائد را در خزانهء خانقاه گرد آورند و بتدريج خرج كنند و معمولا غالب پيران از باب توكّل چيزى براى فردا نگاه نمىداشتند « 1 » .
--> ( 1 ) - دربارهء اين موارد رجوع شود به اوراد الاحباب و فصوص الآداب ، نسخهء عكسى كتابخانهء مركزى دانشگاه ورق 105 a . صفوة الصفا ص 28 ، 120 ، 122 ، 125 ، 126 و جز آن . مناقب افلاكى ص 777 چاپ جديد و مآخذ ديگر خاصه آنچه در شرح حال مشايخ نوشتهاند ؛ و همچنين كتب ديگر صوفيه بكرات و دفعات .